ریحانة الادب فی تراجم المعروفین بالکنیه او اللقب - مدرس تبریزی، محمدعلی - الصفحة ٢٨٧ - بوصيرى ابو القاسم و ابو الكرم
بودن آن مرض اقرار نمودند پس بوصيرى نظم قصيدهاى را تصميم گرفت كه بلكه بدان وسيله بآستان حضرت نبوى ص تقرّب جويد و بواسطه آن حضرت، توسّل بدرگاه حضرت قاضى الحاجات نمايد پس همين قصيده ميميّه را انشا نمود و درك فيض حضور حضرت رسالت ص را درخواست كرد، در خواب ديد كه آن حضرت دست مبارك را بهمان موضع فلج ماليده و دردم بهبودى يافت پس بيدار شد و از آن علّت جانفرساى خود اثرى نديد و همينكه از خانه بيرون شد مرد صالحى ملاقاتش كرد و خواستار سماع آن قصيده گرديد، از آنرو كه هنوز بوصيرى آن قصيده را بكسى اظهار نكرده بود، در حيرتش افزود، آن مرد صالح گفت ديشب در خواب ديدم كه تو اين قصيده را در حضور مبارك حضرت نبوى ص مىخواندى و آن حضرت نيز اظهار تمايل ميكرد. نيز گويند كه بوصيرى بعد از آن، مبتلا بدرد چشم شد، آن حضرت را باز در خواب ديد، قدرى از آن قصيده را فروخواند پس آن حضرت آب دهان مبارك را بچشمش كشيده و دردم بهبودى يافت. بدر الدين محمود بن احمد بن مصطفى رومى، در كتاب تاج الدرة كه شرح قصيده برده است همين قضيّه را در سبب نظم آن قصيده از خود بوصيرى نقل ميكند و ميگويد، از جمله خصائص اين قصيده آنستكه بعد از آن، دعا مستجاب ميشود، درميان هر متاعى كه باشد دزدش نميبرد و در هر خانه كه باشد از حريق در امان باشد. ملا ابراهيم بن ملا محمد بن عربشاه اسفرايينى، در شرح قصيده برده گويد: آثار اين قصيده باندازهاى تكرار يافته كه مستغنى از اظهار است. ولادت بوصيرى در سال ششصد و هشت و وفاتش در سال ششصد و نود و چهار يا پنج يا شش يا هفت از هجرت (٦٩٤ يا ٦٩٥ يا ٦٩٦ يا ٦٩٧ ه قمرى) واقع و قبرش در اسكندريه معروف است.
بوصير- شهرى است كوچك از صعيد مصر.
(ص ٦٠٣ مط و ٤٦٧ جواهر الادب و ١٠٨ هب و غيره)
بوصيرى ابو القاسم و ابو الكرم-
(يا ابو المكارم)، هبة اللّه بن على بن مسعود بن ثابت بن هاشم انصارى خزرجى، مصرى المولد و المسكن،