ریحانة الادب فی تراجم المعروفین بالکنیه او اللقب - مدرس تبریزی، محمدعلی - الصفحة ١٣٤ - اشكورى سيد ابو القاسم ابن سيد معصوم
شدن خدا در بهشت معتقد بود و نيز گويد اگر خداى تعالى بخواهد جميع مخلوقات را ببهشت يا بدوزخ برد اصلا ظلم نخواهد بود، زيرا كه از عالم ملك تا ملكوت همه ملك خود او است و هرچه بخواهد مىكند و ظلم فقط تصرّف در ملك ديگران است و نيز گويد كه بنده را در هيچ كارى اختيارى نيست و تمامى حركات و رفتار و كردار بندگان، بىوساطت اراده بنده، مخلوق خدا است و غير اينها.
گروهى از اكابر مثل ابن فورك، فخر رازى، ابو بكر باقلانى. ابو اسحق شيرازى، ابو اسحق اسفرايينى، ابو منصور ماتريدى، ابو حامد غزالى، ابو الفتح شهرستانى و ديگران تابع همين اشعرى بودند و مسلك او در عهد ملوك ايّوبيان مصر زياده منتشر گرديد. تأليفات اشعرى:
١- الابانة فى اصول الديانة ٢- ايضاح البرهان ٣- التبيين على اصول الدين ٤- تفسير القرآن ٥- اللمع ٦- الموجز و غير اينها. اشعرى در سال سيصد و بيست و چهارم يا نهم يا سى تمام يا سى و سوم يا چهارم يا ششم هجرت (٣٢٤ يا ٣٢٩ يا ٣٣٠ يا ٣٣٣ يا ٣٣٤ يا ٣٣٦ ه قمرى) در بغداد درگذشت و قبر او را از ترس نبش حنبلىها كه تكفيرش مىكردهاند محو نمودند. امّا اشعرى گفتن على بن اسمعيل، همانا به جهت انتساب او به نيت بن ادد بن زيد بن يشحب است و نبت مذكور را هم اشعر مىگفتهاند كه بدنش در حين ولادت سراپا موى بوده است و يا چنانچه در ضمن عنوان اشعر اشاره نموديم، بنوشته بعضى خود على بهمين صفت بوده است و بنابراين اشعرى هريك از اتباع وى ميباشد نه خود او.
(ص ٥٤ ج ١ فع و ٩٧٦ ج ٢ س و ٤٥١ مط و ٥٠ عم و ١١ و ٩٨ هب و ٤٤١ جواهر الادب)
اشعرى ابو جعفر محمد بن احمد-
بن يحيى بن عمران بن عبد اللّه بن سعد بن مالك اشعرى، از فقهاى شيعه و از رجال قرن چهارم هجرت بود، سعد بن عبد اللّه اشعرى سالف الترجمه از وى روايت كرده و او هم از محمد بن خالد برقى روايت نموده است. سال وفاتش مضبوط نيست و كتاب الجامع و كتاب ما نزل من القرآن فى الحسين بن على عليهما السلام و كتاب مناقب الرجال و كتاب نوادر الحكمة از تأليفات او است.
(كتب رجاليه)
اشكورى سيد ابو القاسم ابن سيد معصوم-
حسينى گيلانى، اشكورىّ الاصل، نجفّى المسكن و المدفن، از اكابر فقها و مجتهدين اماميه و از