ولايت در قرآن - جوادی آملی، عبدالله - الصفحة ٢٨٧ - اثبات ولايت تكوينى براى غير انبياء از اولياء الهى
است , زيرا به وسيله آن فيوضات است كه آسمان برافراشته شده , و زمين گسترش يافته است و اما اسماء لفظى , امورى اعتبارى هستند كه براى آن اسماء حقيقى وضع شده اند , و لذاست كه اين اسماء را اسماء الاسماء نيز ناميده اند .
از فرق ميان اسم و اسم الاسم , محل نزاع در بحث از وحدت و يا مغايرت اسم و مسمى نيز دانسته مى شود . زيرا در آنجا منظور از وحدت و يا مغايرت اسم با مسمى اين است كه آيا آن حقائق تكوينى كه( سمة) و علامت مسمى و صاحب علامتند , عين مسمى و صاحب علامت مى باشند , يا غير آن . و همچنين اسم عبارت از ذات مطلق با تعين خاص است , برخلاف ذات كه همان هستى غير متعين است و نيز برخلاف صفت كه همان تعين مى باشد . و در آن مسأله گفته شده است كه اسم از جهتى عين مسمى است و از جهتى ديگر غير آن .
حاصل اين نكته آن است كه دانستن اسم اعظم يك دانستن لفظى و يا مفهومى نيست , بلكه دانستنى است كه از انس روح با عظيم ترين اسماء حاصل مى شود , و تحقق اين مطلب به ظهور آن اسم است در روح انسان . درباره آن كس كه اسم اعظم در او ظهور نموده و او با آن اسم ارتباط شهودى برقرار كرده است , مى توان گفت( : عنده علم من الكتاب ) و چون در چنين كسى آن اسم كه منشأ آفرينش زمين و زمان , و مبدأ پيدايش درياها و آسمانها است ظهور كرده , لذا مى تواند در كمتر از طرفة العينى در آنچه كه متعلق به زمين و زمان است تصرف نمايد .