ولايت در قرآن - جوادی آملی، عبدالله - الصفحة ٢٧٣ - نفى تفويض در ولايت
كنيد , معلوم مى شود , كه پيامبر علاوه بر اين كه مفسر و مبين احكام و حدود است , مسؤول و والى اجرا نيز مى باشد , والا اگر پيامبر تنها معلم و مفسر قرآن مى بود , هرگز امر و نهى نمى كرد , بلكه فقط اوامر و نواهى را تعليم مى داد .
علاوه بر براهين عقلى و نقلى كه در نفى تفويض مصطلح وجود دارد , در نفس رواياتى كه در آنها سخن از تفويض ولايت به انبيا رفته است , شواهدى وجود دارد كه نشان مى دهد , مراد از تفويض در اين روايات غير از تفويض مصطلحى است كه همراه با استقلال است . زيرا در نوع اين روايات كه در اصول كافى , كتاب الحجة , باب( التفويض الى رسول الله صلى الله عليه وآله والى الائمة عليهم السلام فى أمر الدين) آمده است , از امام صادق و از ديگر ائمه عليهم السلام عباراتى از اين قبيل رسيده است :
[ ان الله عزوجل أدب نبيه فأحسن أدبه فلما أكمل له الادب قال( : انك لعلى خلق عظيم) , ثم فوض اليه أمر الدين والامة ليسوس عباده , فقال عزوجل( : ماآت يكم الرسول فخذوه وما نهيكم عنه فانتهوا) وان رسول الله كان مسددا موفقا مؤيدا بروح القدس , لايزل ولا يخطى فى شى ء مما يسوس به الخلق فتأدب باداب الله] .
همچنان كه ملاحظه مى شود , در عبارات اين روايات تأكيد بر اين شده است كه خداوند تعالى , در ابتدا , تأديب پيامبر را عهده دار شد , تا آنجا كه آن بزرگوار متأدب به آداب الهى , و متخلق به خلق عظيم