ولايت در قرآن - جوادی آملی، عبدالله - الصفحة ١١٦ - مظهريت انسان
در اختيار ما نهاد , چون اين توجيه گرچه ملك ( به كسر ميم ) قوا را براى خداى سبحان ثابت مى كند , اما ملك ( به ضم ميم ) آنها را به بنده تفويض مى نمايد , چون هنگامى كه مالى به صورت عاريه در اختيار مستعير قرار مى گيرد , در آن مدت آن مال تحت نفوذ و سيطره مستعير است نه معير , و به عبارت ديگر ملك ( به كسر ميم ) آن , مستند به معير است اما ملك ( به ضم ميم ) آن در اختيار مستعير است . بر اين اساس , اين توجيه نيز با معرفت خداى سبحان به عنوان مالك مطلق , سازگار نيست . تنها توجيهى كه مى تواند استناد قواى ادراكى و تحريكى را به انسان توجيه كند بدون آنكه با مالكيت مطلقه خداى سبحان , منافات داشته باشد آن است كه بگوئيم انسان مرآت جمال و جلال حق است .
معناى مرآت
لازم به تذكر است كه( مرآت) در اصطلاح اهل معرفت , بر صورتى كه در مرآت نقش بسته است اطلاق مى شود نه بر جرم خود آئينه , زيرا آنچه سبب مى شود كه انسان خود را ببيند , در واقع صورتى است كه در مرآت وجود دارد و همه شؤون صاحب صورت را نشان مى دهد نه شيشه و جيوه كه اهل عرف آن را مرآت مى دانند نه اهل معرفت .
مظهريت انسان
براساس اين نظر , انسان مظهر ذاتى است كه جامع همه