ولايت در قرآن - جوادی آملی، عبدالله - الصفحة ٤٤ - انسان بايد مظهر اسم( ولى) بشود
و اگر نتوانستيد نظير ساير اولياء به جائى برسيد كه طى الارض كنيد و مانند آن , لااقل ولى شؤون نفس خويش باشيد , يعنى ولى چشم و گوشتان باشيد , مولاى خيال و وهمتان باشيد , و بر شهوت و غضبتان ولايت داشته باشيد .
اينكه عده اى مى گويند , ما مى خواهيم گناه نكنيم , ولى مقدورمان نيست , براى آن است كه مولى عليه شهوتند , و شهوت مولاى آنان است , و نيز آنها كه در حال غضب , قدرت تعديل ندارند , براى آنست كه مولى عليه غضبند و غضب مولاى آنان است و اگر كسى مولى عليه قوه اى از قواى نفس شد , هرگز مظهر( هوالولى) نخواهد بود . رواياتى چند از طريق عامه و خاصه رسيده است كه اگر كسى در حال رضا و غضب مالك خود بود , اهل سعادت است .
اينگونه روايات ناظر به اين مقام است كه آنها لااقل در شؤون نفسانى خويش , مظهر( هوالولى) گشته اند . حداقل ولايتى كه بايد انسان آنرا تحصيل كند , آنست كه مولاى چشم و گوش و بقيه شؤون خود باشد , هر چه را چشم خواست نبيند , بلكه هر چه را او خواست , چشم آنرا ببيند .
از رسول خدا صلى الله عليه وآله رسيده است كه فرمود( : أعطوا أعينكم حظها من العبادة ) بهره چشم را از عبادت عطا كنيد . عرض كردند( : وما حظها من العبادة يا رسول الله ؟ ) فرمود( : النظر فى المصحف والتفكرفيه والاعتبار عند عجائبه ) . [١١] نگاه به قرآن و كتب
[١١]المحجة البيضاء , ج ٢ , ص ٢٣١ .