ولايت در قرآن - جوادی آملی، عبدالله - الصفحة ٢٨٦ - اثبات ولايت تكوينى براى غير انبياء از اولياء الهى
حى و يا قيوم]( است و يا يك تعبير عبرانى است مانند( آها شراها) و امثال آن .
ليكن نكته اصيلى كه بايد به آن توجه شود , اين است كه هرگز با لفظ و يا با نوشتار و يا با مفهوم نمى توان در نظام خارج اثر كرد , زيرا نام هستى نظام على است , و در نظام على با وجود لفظى و يا كتبى و يا ذهنى كه در نهايت ضعف است نمى توان اثر خارجى گذارد .
توضيح آن كه , وجود لفظى و وجود كتبى هر دو موجود قراردادى و اعتبارى اند , و لذا الفاظ و خطوط در نزد اقوام گوناگون مختلف , و به حسب اعتبارات متفاوت تغيير مى يابند , و امور اعتبارى و قراردادى در حيطه اعتبار و قرارداد موجود بوده , و در جهان تكوين بى اثرند . مفاهيم نيز هر چند همانند امور اعتبارى وابسته به قرارداد نيستند , ليكن موجود به وجود ذهنى اند , و وجود ذهنى داراى واقعيت ضعيفى است كه منشأ اثر در خارج نمى باشد . زيرا چيزى كه در خارج اثر مى كند , اولا , بايد داراى وجود حقيقى باشد , و ثانيا , از اثر خود قوى تر باشد , ولى موجود ذهنى گرچه داراى وجود حقيقى است , ليكن وجود آن ظلى و طفيلى است . پس آن اسم اعظم كه منشأ اثر در خارج است بايد داراى واقعيتى وراى لفظ و مفهوم باشد .
از اينجا معناى آنچه در برخى از ادعيه , مانند دعاى سمات آمده است نيز دانسته مى شود .
در فرازهايى از اين ادعيه خداوند را به اسماء او سوگند مى دهيم , مانند( سوگند به آن نام كه با آن زمين را گسترانيد و كوه ها را مرتفع گردانيد) . منظور از( اسماء) در اين فرازها , همان فيوضات الهيه