ولايت در قرآن - جوادی آملی، عبدالله - الصفحة ١٢٩ - تنها سلب مالكيت غير خدا به عهده بندگان است
اثبات مى گردد . آنچه حائز اهميت است , آن است كه تنها سلب مالكيت ديگران , به عهده انسان است , و اين سلب و نفى مالكيت نه به اين معنى است كه انسان بايد اول مالكيت خود و ديگران را نفى كند . بعدا مالكيت خدا را اثبات نمايد , بلكه معرفت انسان همچون زدودن غبار از چهره آينه است كه زمينه را براى ظهور مالكيت مطلقه خدا , هموار مى كند .
مالكيت خدا همچون اصل وجود او , واقعيتى مسلم و غير قابل تغيير است كه در فطرت و نهان هر انسانى تعبيه شده و تنها وظيفه هر انسان حق طلبى آن است كه موانع شهود اين حقيقت را از برابر ديده بصيرت خويش به كنارى زده و شاهد زيباى حقيقت را در نهانخانه فطرت خويش نظاره كند .
اين سخن در اصل توحيد و تحليل معناى كلمه طيبه( لااله الا الله) نيز جارى است . اين كلمه طيبه به دو جمله و دو قضيه مستقل كه يكى نفى طاغوت , آنگاه اثبات حق باشد , منحل نمى گردد . چون صحنه جان انسان , عرصه توحيد است و خداى يگانه در فطرت همه انسانها حضور و ظهور دارد . از اينرو( الا) به معناى( غير) است و بازگشت اين كلمه طيبه , تنها به يك قضيه است كه مفاد آن تثبيت همان مقتضاى فطرت است . و مراد آن است كه غير از خداى سبحان كه فطرت آن را مى يابد و مى پذيرد خداى ديگرى نيست . مسأله مالكيت خداوند نيز اين چنين است , خداى سبحان به رسولش مى فرمايد تو بگو من هيچگونه مالكيتى در قواى تحريكى و ادراكى , و در ذات و وصف و فعل خويش ندارم . نه بالاستقلال جزئى از وجود