ولايت در قرآن - جوادی آملی، عبدالله - الصفحة ٢٦٦ - ولايت عامه و ولايت خاصه
ولايت تشريعى به سوى حق خوانده شدند , شيطان از راه تصرف در انديشه آنان , دنيا را برايشان زيبا جلوه داد , و آنان دنيا را به عنوان زينت تلقى كردند , و اينك شيطان ولى آنان است , و براى آنان عذاب دردناك مى باشد .
دلالت اين آيه بر ولايت خاصه الهى از آن جهت است كه ولايت شيطان در مقابل ولايت خاصه , به كسانى تعلق مى گيرد , كه از سلك اهل ايمان كه در تحت ولايت خاصه خداوند سبحان اند , خارج شده اند . در آيه ٢٧ سوره اعراف در اين باره مى فرمايد :
( يابنى آدم لايفتننكم الشيطان كما أخرج أبويكم من الجنة ينزع عنهما لباسهما ليريهما سواتهما انه يريكم هو وقبيله من حيث لاترونهم انا جعلنا الشياطين أولياء للذين لايؤمنون ) .
شياطين اولياء كسانى هستند كه اهل ايمان نمى باشند . البته همان گونه كه گذشت , ولى قراردادن شيطان نسبت به غير مؤمنين , بعد از آن است كه خداى سبحان با عقل و وحى , حجت را بر آنها تمام نموده است .
در آيات ١٤ و ١٥ سوره حديد وقتى از ولايت آتش بر كفار سخن گفته مى شود مى فرمايد : آنها كسانى هستند كه عليرغم هم نشينى با مؤمنان , خويشتن را به فتنه و هلاكت انداخته , و گرفتار آرزوها و پندارهايى دنيايى شدند .
([ ينادونهم ألم نكن معكم قالوا بلى ولكنكم فتنتم أنفسكم و