ولايت در قرآن - جوادی آملی، عبدالله - الصفحة ١٠٤ - انحصار ولايت در آيات
اساس هراس از آتش يا طمع در بهشت است , از اينرو خداى سبحان مى فرمايد , اين بتها و هر چه غير خداست , نه خوفتان را برطرف مى كند , نه به طمع و اميدتان جامه تحقق مى پوشاند , چون اينها نه نافعند و نه ضار . نافع و ضار , از اسماء حسناى خداوند است , چنانكه در ادعيه آمده است . آنگاه مى فرمايد :
( يدعو لمن ضره أقرب من نفعه لبئس المولى و لبئس العشير ) .
اين چنين نيست كه عبادت غير خدا لغو و بى اثر باشد , بلكه چنين عبادتى كفر است و زيانبار , چون تقرب به او جز آتش اثر ديگرى ندارد . از اينرو بد مولائى را براى خود برگزيده اند كه نه تنها نافع نيست , بلكه ضار است .
اين دو آيه گرچه در كنار هم ذكر شده اند , اما هر كدام جزء طائفه اى جداگانه و مستقلند . مفاد آيه قبلى اين است كه از غير خدا كارى ساخته نيست , اما مدلول آيه بعد اين است كه تقرب به غير خدا نه تنها سودى ندارد , بلكه زيانبار است .
آياتى كه تاكنون خوانده شد , بالالتزام بر اين دلالت مى كند كه ولايت , منحصر در خداوند سبحان است .
اما دسته ديگر آياتى هستند كه بالمطابقة دلالت مى كنند ولايت منحصرا از آن خداى سبحان است و از غير خدا كارى ساخته نيست . سوره مباركه شورى آيات فراوانى در زمينه ولايت دارد . از جمله در آيه ٨ مى فرمايد :
( والظالمون مالهم من ولى ولانصير ) .