ولايت در قرآن - جوادی آملی، عبدالله - الصفحة ٤١ - ولايت , اضافه اشراقى است
خطابهاى اعتبارى فرع بر وجود متكلم و مخاطبند , اما خطاب حقيقى اينچنين نيست , بلكه فقط فرع بر متكلم است , و مخاطب , ناشى از خطاب است , و به وسيله خطاب آفريده مى شود , مانند :
( انما أمره اذا أراد شيئا أن يقول له كن فيكون ) . [٥]
اين خطاب كه يك خطاب تكوينى است , نه اعتبارى , فرع بر وجود مخاطب نيست , بلكه خود , مخاطب آفرين است . البته از آنجا كه خطاب معدوم محض , مستحيل است , در خطابهاى تكوينى , صور علمى موجودات , مخاطب قرار مى گيرند , يعنى خداى سبحان به موجودى كه در نشئه علم او حضور دارد , خطاب نموده , و آن موجود , با دريافت اين خطاب , تنزل مى نمايد و وجود خارجى پيدا مى كند .
پس خطاب بر دو قسم است : خطاب اعتبارى كه فرع بر وجود متكلم و مخاطب است و خطاب حقيقى كه تنها بر وجود متكلم متكى است و مخاطب فرع بر اوست .
ولايت , اضافه اشراقى است
با توجه به آنچه گذشت , روشن شد كه اضافه مقولى و خطاب اعتبارى متوقف بر دو طرف اند , اما اضافه اشراقى و خطاب تكوينى تنها بر يك پايه استوارند . و از اين قبيل فراوان است . ولايت هم اينچنين است . يعنى ولايت واقعى امرى است كه تنها زمامش به
[٥]سوره يس , آيه ٨٢ .