ولايت در قرآن - جوادی آملی، عبدالله - الصفحة ١٦٢ - ياد معاد , سدى در برابر گناه
آن جائزه اين بود كه آنها را از مخلصين قرار داديم . سپس در مقام بيان علت اين گزينش مى فرمايد( : بخالصة) چون آنان داراى ويژگى و خصلت بى شائبه اى بودند , آنان را به اين مقام رسانيديم و آن ويژگى همانا( ذكرى الدار ) [١٠] بود .
( دار) يعنى خانه , اين كلمه اگر به طور مطلق استعمال شود , منظور از آن دنيا نيست , زيرا اگر از دار , خصوص دنيا اراده شود آن را به وصف( دنيا ) مقيد نموده و مى گويند( دار دنيا) . همانطور كه اگر كسى بخواهد از مسافرخانه ياد كند , نمى گويد خانه , بلكه همراه با پيشوند به كار مى برد , و مى گويد مسافرخانه . ولى اگر خواست درباره خانه اصليش سخن بگويد بدون پسوند و پيشوندى مى گويد( خانه) . قرآن كريم نيز از آخرت به عنوان( دار) ياد مى كند ولى دنيا را همچون مسافرخانه , همراه با پسوند استعمال مى كند و مى فرمايد ( دار دنيا) . معلوم مى شود كه خانه اصلى و هميشگى در قيامت است و دنيا گذرگاهى بيش نيست .
خلاصه آنكه مى فرمايد چون آنها به ياد خانه بودند , و قيامت را در نظر داشتند , ما آنان را برچين نموده و به مقام مخلصين رسانديم .
نتيجه آنكه , گناه حجابى است در برابر ديده بصيرت انسان و نمى گذارد راه حق و اسرار آن براى انسان روشن بشود . راه حق بسيار روشن است و هيچ ابهام و پيچيدگى در آن نيست , اگر كسى به آنچه مى داند عمل كند , آنچه نمى داند برايش روشن خواهد شد .
[١٠]سوره ص , آيه ٤٦ .