ولايت در قرآن - جوادی آملی، عبدالله - الصفحة ١٤
گرامى مى دارد , و نه فقط دانش هاى سودمند را معرفى مى كند , بلكه حوزه ها و دانشگاههائى را كه عهده دار تدريس علوم ياد شده اند , تأسيس نموده , و آنها را به جوامع بشرى شناسانده است كه بعدا به آن اشاره مى شود .
انسان گرچه از جهت طبيعت( هلوع) و از لحاظ ماده و مدت( منوع) و( جزوع) است[ فانها ( النفوس ) مختارة للباطل الا ما وفقت , أمارة بالسوء الام ارحمت] [٦] و تا مقهور نگردد تن به هماهنگى با ديگران نمى دهد , و از اين لحاظ مدنى بالطبع بودن او نياز به تحليل دارد كه آيا بالاصالة مدنى است يا بالاضطرار مدنى مى شود , ليكن از جهت فطرت حق بين و حق طلب است , و تمدن به معناى واقعى همراه با فطرت بينا و پوياى اوست . پس او مدنى بالفطرة است , گرچه بالاصالة , مدنى بالطبع نباشد , و معناى مدنيتى كه مقتضاى فطرت توحيدى اوست , شهرنشينى در برابر روستانشينى نيست , زيرا انسان مادى اگر در شهر هم به سر برد , از حضارت و تمدن اصيل محروم است , كمااينكه انسان الهى اگر در روستا هم زندگى كند , از تمدن ناب فطرت برخوردار مى باشد , و اگر انسان متفكرى علوم تجربى را در پرتو فلسفه الهى و فقه و حقوق و اخلاق اسلامى فراگيرد , به نداى فطرت خويش پاسخ مثبت داده است , وگرنه آن ندا را با ابزار علوم مادى خفه كرد , و آن منادى را در زير تلى از هوى و هوس , دسيسه و دفن نمود( وقد خاب من دسيها ) [٧] و امام سجاد عليه السلام
[٦]صحيفه سجاديه : دعاى ٩ .
[٧]سوره شمس : آيه ١٠ .