ولايت در قرآن - جوادی آملی، عبدالله - الصفحة ٩
بسم الله الرحمن الرحيم واياه نستعين
مقدمه
١ علم گرچه هستى مجرد است , و تمام درجات هستى , مخصوصا هستى منزه از لوث ماده , كمال مى باشد , ليكن كمال , خود داراى مراتب فراوان است كه برخى از آنها راجع به مرحله عقل انسان , و بعضى ديگر راجع به مرحله وهم و خيال و مانند آن مى باشد , و هرگز علمى كه در حد تجرد وهمى يا خيالى است , همتاى دانشى كه در حد تجرد عقلى است نمى باشد . پس از اين جهت بين درجات علم , تفاوت قابل ملاحظه اى يافت مى شود , همانند حيات كه در عين كمال وجودى بودن , داراى مراتب گوناگونى است كه هرگز همتاى هم نيستند .
علم از آن جهت كه حقيقت ذات اضافه است , و متعلق خود را كه( معلوم) باشد براى عالم روشن مى كند , ارتباط مستقيمى با معلوم دارد , و چون معلوم ها همسان هم نيستند , زيرا برخى از معلوم ها داراى وجود حقيقى اند , و بعضى عارى از آن بوده , و فقط به وجود اعتبارى موجودند , و آنها كه داراى حقيقت غير اعتبارى اند , بعضى ثابت و