ولايت در قرآن - جوادی آملی، عبدالله - الصفحة ٤٥ - انسان بايد مظهر اسم( ولى) بشود
علمى كه از قرآن برداشت شده است , تأديه حق چشم است . چنين چشمى مولى عليه است و صاحب چشم مولاى اوست , اما اگر كسى نتوانست در برابر( قل للمؤمنين يغضوا من أبصارهم ) [١٢] خود را تعديل كند , چشم او مولاى اوست و او مملوك چشم است .
بنابراين گرچه تحصيل ولايت در خارج از شؤون نفس كار دشوارى است , ولى تحصيل ولايت در شؤون نفس بر همه لازم است , گرچه , آن نيز آسان نيست .
پس يكى از اسماء حسناى خداى سبحان( ولى) است . چنانكه در اين آيه كريمه آمده است( أم اتخذوا من دونه أولياء فالله هوالولى ) [١٣] و دليل آن هم ذيل آيه مباركه است( وهو يحيى الموتى و هو على كل شى ء قدير ) [١٣] آنكه حيات بدست اوست و قدرت مطلقه از آن اوست , او ولى است .
اين معنى براى انسانى كه در تهذيب نفس مى كوشد , ظاهر است , اما براى ديگران در حال خطر ظهور مى كند , يعنى انسان مى فهمد آنچه را كه از آن خود مى دانست , درد او را دوا نمى كند و از ديگران هم كارى ساخته نيست . روز خطر معلوم مى شود كه( هنالك الولاية لله الحق ) . [١٤] ولايت ( بفتح و او وكسر آن ) به معنى مولويت و سرپرستى است .
صدر آيه مباركه در سوره كهف چنين است :
([ واحيط بثمره فأصبح يقلب كفيه على ما أنفق فيها وهى
[١٢]سوره نور , آيه ٣٠ .
[١٣]سوره شورى , آيه ٩ .
[١٤]سوره كهف , آيه ٤٤ .