ولايت در قرآن - جوادی آملی، عبدالله - الصفحة ٢٨٤ - اثبات ولايت تكوينى براى غير انبياء از اولياء الهى
پاسخ اين باشد كه به اذن حق تعالى , انتقال با سرعت سير انجام شده است , كه در اين صورت با پاسخ مذكور يكى خواهد بود . چند نكته در اينجا هست كه بايد مورد توجه قرار گيرد .
نكته اول : در قرآن نام آن شخص كه انتقال به وى نسبت داده شده است نيامده , ليكن از تقابلى كه با( عفريت من الجن) دارد دانسته مى شود كه آن شخص از انس بوده است .
نكته دوم : همچنان كه در جمله([ أكرم العالم )) وصف مشعر به عليت است , در جمله( قال الذى عنده علم من الكتاب ) نيز وصف مشعر به اين است كه منشأ ولايت آن شخص , همانا معرفت وى به كتاب بوده است .
نكته سوم : آن كتاب كه منشأ تصرف در تكوين است , كتاب بشرى نمى باشد , زيرا كتاب بشرى متشكل از پاره اى الفاظ و خطوط اعتبارى است كه موجود به وجود كتبى اند , و حال آن كه نه تنها وجود كتبى بلكه وجود ذهنى اشياء نيز منشأ اثر در خارج نمى باشند .
از اينجا معلوم مى شود كه آن علم و معرفت كه منشأ ولايت است غير از علم بحثى و درسى و غير از علم مفهومى است , بلكه علمى است كه با متن واقعيت عجين و همراه است , و آن عبارت از علم شهودى و حضورى است .
نكته چهارم : معرفتى كه منشأ ولايت است , معرفتى است كه با امانت , عجين و همراه است . از اينروست كه مى فرمايد( : و انى عليه لقوى أمين ) و اگر اين آيه نمى بود , باز هم مسأله قابل اثبات بود , زيرا