ولايت در قرآن - جوادی آملی، عبدالله - الصفحة ٢١٢ - تفاوت ولايت با تفويض و توكيل
به معناى تحقق بالعرض داشتن است . مثلا وقتى مى گويند ماهيت امر اعتبارى , و وجود امر حقيقى است , به اين معناست كه تحقق , اولا و بالذات متعلق به وجود , و ثانيا و بالعرض متعلق به ماهيت است .
اصطلاح دوم , اصطلاحى است كه در بحث مقولات از آن سخن به ميان مى آيد . در آنجا وجود برخى از مقولات را مانند مقوله اضافه كه به اعتبار طرفين اضافه موجود است , وجود اعتبارى مى گويند .
اصطلاح سوم , اصطلاحى است كه درباب معرفت , به هنگام تقسيم ادراكات از آن استفاده مى شود . در اين تقسيم كه به لحاظ مدرك واقع مى شود , اگر مدرك نظير ماهيات در خارج موجود باشد , ادراك آن را ادراك حقيقى مى نامند . اما اگر مدرك نظير معقولات ثانيه منطقى از قبيل كليت و جزئيت و يا نوع و جنس و فصل تنها در ظرف ذهن محقق باشد , ادراك آن را ادراك اعتبارى مى نامند . بنابراين ادراك شجر , يا ادراك انسان , ادراك حقيقى و ادراك كليت و نوعيت و مانند آن , ادراك اعتبارى است .
هم چنان كه ملاحظه مى شود , اين تقسيمات در اصطلاحات گوناگون آن , چندان از يكديگر فاصله دارند , كه اعتبارى در يك اصطلاح , حقيقى در اصطلاح ديگر است . مثلا ماهيت انسان كه در اصطلاح اول يك امر اعتبارى است , ادراك آن براساس اصطلاح سوم , يك ادراك حقيقى است .
اصطلاح چهارم كه مغاير با اصطلاحات مذكور بوده , و در برابر همه آنهاست , اصطلاحى است كه مورد بحث ماست . در اين اصطلاح , حقيقى شامل موجوداتى مى شود كه عمل اختيارى انسان