ولايت در قرآن - جوادی آملی، عبدالله - الصفحة ٢١٣ - تفاوت ولايت با تفويض و توكيل
در بود و نبود آنها , دخيل نباشد , و اعتبارى شامل اشياء و امورى مى گردد كه در حوزه حيات انسانى يافت مى شوند , به گونه اى كه اگر انسان نباشد , آن امور اصلا مطرح نمى گردند . نظير ملكيت , رياست , زوجيت , عضويت و مانند تمامى امورى كه در مسائل اخلاقى و فقهى مطرح مى شوند . زيرا فقط انسان است كه اين گونه از امور را براى گذران نظام زندگى خود اعتبار مى كند . لذا اگر انسان نباشد , نه مالكيت اعتبارى معنى دارد , و نه عضويت و يا زوجيت و يا ديگر مسائل اخلاقى و حقوقى كه در حوزه اعتبار واقع شده اند .
همان گونه كه اشاره شد , اين معناى چهارم از اعتباريات , محل بحث ماست . البته بايد توجه داشت كه تقسيم امور به حقيقى و اعتبارى به اين معنى كه در اصول و احيانا در فقه نيز مطرح مى شود , يك تقسيم فلسفى است , زيرا فلسفه عهده دار بحث از اصل هستى و نحوه هستى موجودات است , آرى , بعد از آن كه اصل هستى يك شى ء در فلسفه اثبات شد , بحث از عوارض آن وجود مقيد , در حوزه مسائل علوم جزئيه مطرح مى گردد . بنابراين اصل اين كه( الموجود اما حقيقى و اما اعتبارى) يك بحث فلسفى است . و بعد از اثبات تحقق امور اعتبارى , علوم جزئيه اى كه در محور اين گونه از امور واقع شده اند , به كاوش پيرامون اعتبارات مختلفى كه براى تحصيل اغراض گوناگون جعل شده اند مى پردازند .
مقدمه دوم
چون هيچ امرى نيست كه به طور تصادف , و بدون سبب فاعلى ,