ولايت در قرآن - جوادی آملی، عبدالله - الصفحة ٢٨٥ - اثبات ولايت تكوينى براى غير انبياء از اولياء الهى
روح خائن حتى از ديدن رؤياى سالم محروم مى باشد , چه رسد به اين كه توان دست يابى به معرفتى را پيدا نمايد كه منشأ ولايت است .
روح خائن ممكن است در بيدارى خود را امين معرفى نمايد , ليكن همينكه به عالم غيب سفر نمايد , خيانتش ظاهر مى شود . زيرا يك حقيقت نورانى وقتى كه در رؤيا نصيب انسان كاذب شود , چيزهاى فراوانى از فرآورده هاى قبلى وى بر آن افزوده مى گردد , و همانند دسته دسته علفهاى هرزى مى شود كه در اطراف بوته گل مى رويد . اين پراكندگى در خواب كه نشانه پريشانى روزانه فرد است , موجب مى شود تا آنچه كه در خواب ديده شده است( اضغاث احلام) ناميده شود . زيرا( ضغث) دسته علف است , و( أضغاث) دسته هايى از آن است . بر لوح نفس انسان كاذب , هرگاه گياهى طيب از آسمان معانى جوانه زند , از علفهاى هرز چندان بر آن افزوده شود كه آن بوته اصيل ناپيدا و رفته رفته محو گردد , به گونه اى كه اثرى از آن باقى نماند .
بنابراين كسى كه پراكنده كار و پريشان گوست , و كسى كه كاذب و خائن است , هرگز راه به معرفت صحيح نمى برد , و تا معرفت حقيقى نصيب انسان نشود , مسلما ولايتى كه متفرع بر آن است , نصيب او نمى گردد .
نكته پنجم : در ذيل اين آيه كريمه بعضى از مفسران گفته اند كه آن شخص( اسم عظيم) و يا( اسم اعظم) را مى دانست , و چون آن اسم را گفت , تخت در كمتر از طرفة العين از سبا به محضر سليمان سلام الله عليه رسيد , و در آن اسم اختلاف كرده اند , كه آيا([ يا