ولايت در قرآن - جوادی آملی، عبدالله - الصفحة ١٥٣ - مراتب صمديت انسان
( أفئدتهم هواء ) [١] يعنى فؤاد و قلب اينها تهى است . علت اينكه عده اى تهى مغزند آن است كه شيطان هم در انديشه و معرفت آنان نفوذ كرده , و هم در عمل آنها , از اين رو نه عملشان خالص است و نه بينش و معرفتشان برهانى و شهودى است , و در نتيجه نه در مقام عمل مظهر( صمد) هستند و نه در مقام علم .
اما آنان كه وهم و خيال در معرفتشان رخنه نكرده , و آن را ميان تهى نساخته است , آنها در بعد معرفت( لبيب) اند و از اين رو در عمل هم , يا مخلصند ( به كسر لام ) و يا مخلص ( به فتح لام ) .
و به عبارت ديگر آنها در دو بعد علم و عمل مظهر( صمد) گشته اند , و از آنجا كه علم و عمل دو شأن از شؤون روح كامل است , پس روح آنها مظهر صمد است , و روحى كه مظهر صمد شد , به همان مقدار مى تواند مظهر ولى باشد .
مراتب صمديت انسان
گاهى صمد بودن انسان در مرحله اى است كه تنها عرصه علم و عمل خويش را از دستبرد شيطان حفظ مى كند . چنين كسى فقط بر خود ولايت دارد . گاهى از اين بالاتر , نه تنها از حرم دل خويش حراست مى كند , بلكه معرفت و اخلاص وى , همچون شهاب ثاقب شياطين را از افق روح عده اى , طرد مى كند . قلمرو ولايت چنين شخصى نيز , گسترده تر است . و از اين هم بالاتر مقام انسان كامل
[١]سوره ابراهيم , آيه ٤٣ .