ولايت در قرآن - جوادی آملی، عبدالله - الصفحة ١٩٧ - حديث قرب نوافل
دست محبوب ظاهر مى كند .
از اينرو در دنباله حديث مى فرمايد :
( فاذا أحببته كنت سمعة الذى يسمع به وبصره الذى يبصربه ولسانه الذى ينطق به ويده التى يبطش بها ان دعانى أجبته وان سألنى أعطيته) .
اگر او محبوب من و من محب او شدم , همه مجارى ادراكى و تحريكى او را به عهده مى گيرم . بنابراين اگر او مى فهمد با نور علمى من مى فهمد , لذا در مسائل علمى نه درمانده مى شود و نه اشتباه مى فهمد , و اگر كارى انجام مى دهد با قدرت من انجام مى دهد . لذا عجز و معصيت در كارهاى او راه ندارد و اينجاست كه به خطاب( و ما رميت اذ رميت ولكن الله رمى ) [٦] مشرف مى گردد . البته( رمى) خصوصيتى ندارد , بلكه به عنوان يكى از مصاديق ذكر شده است , وگرنه اصل كلى براى بار يافتگان به اين منزلت اين چنين است( وما فعلت اذ فعلت ولكن الله فعل) ( , وما علمت اذ علمت ولكن الله علم) و با توجه به اينكه اين امور در محدوده صفت فعل خداى سبحان است نه صفت ذات چه رسد به مقام ذات كه موضوع هيچ قضيه اى حتى در عرفان نظرى نيست از اينرو اسناد اين افعال به خداى سبحان هيچ محذورى به دنبال نخواهد داشت .
بارى دست كوتاه و همت قاصر سالكانى كه در وادى هراس از
[٦]سوره انفال , آيه ١٧ .