ولايت در قرآن - جوادی آملی، عبدالله - الصفحة ٨٩ - ولايت در آيات
چون در سوره مباركه حديد آيه ١٥ درباره كفار مى فرمايد( : مأويكم النار هى موليكم ) شما يك مولى بيشتر نداريد , و آن هم آتش است . گاهى نيز تعبير مى كند به اينكه مادر اينها آتش است( فامه هاوية ) [١٥] همانطورى كه مادر , كودك را مى پرورد و او را تغذيه مى كند , آتش هم اينها را مى پروراند . چون اينها تحت تدبير آتش حركت مى كردند , لذا مولاى آنان آتش است .
در سوره مباركه مائده درباره اتخاذ اولياء اينچنين مى فرمايد :
( ولو كانوا يؤمنون بالله والنبى وما انزل اليه ما اتخذوهم أولياء ولكن كثيرا منهم فاسقون ) . [١٦]
به صورت يك قياس استثنائى مى فرمايد اگر اينان مؤمن بودند غير خدا را به عنوان ولى اتخاذ نمى كردند , لكن التالى باطل , فالمقدم مثله . يعنى چون غير خدا را به عنوان ولى اتخاذ كردند , پس مؤمن نيستند . علت تلازم بين مقدم و تالى آن است كه اگر كسى مؤمن به خدا بود به خدا نزديك است و از باطل دور , و كسى كه از باطل دور باشد , باطل را به عنوان سرپرست خويش اتخاذ نمى كند , و ولايت باطل را نمى پذيرد . قرآن كريم وقتى درباره سلطنت شيطان سخن مى گويد , مى فرمايد سلطنت شيطان بر كسانى است كه ولايت او را بپذيرند( . انما سلطانه على الذين يتولونه ) [١٧] متولى يعنى پذيراى ولايت .
[١٥]سوره قارعه , آيه ٩ .
[١٦]سوره مائده , آيه ٨١ .
[١٧]سوره نحل , آيه ١٠٠ .