ولايت در قرآن - جوادی آملی، عبدالله - الصفحة ١١٧ - مظهريت انسان
كمالات است . آنگاه معناى انحصار ولايت در ذات مقدس خداى سبحان به وضوح روشن مى شود . زيرا اگر كسى براساس آيه شريفه( فالله هوالولى ) [٨] يا( هوالولى الحميد ) [٩] پذيرفت كه ولى مطلق خداست هرگز نمى تواند براى خود يا ديگرى در گوشه اى از گوشه هاى جهان امكان , ولايت قائل شود .
بنابراين كسى كه مى گويد من بر قواى ادراكى و تحريكى خود ولايت دارم , يا مى گويد بسى رنج بردم و خود تحصيل علم نمودم , چنين شخصى هنوز در خم كوچه هاى اوليه معرفت مانده , و راه به توحيد حقيقى نبرده است . آن كسى مراحل توحيد افعالى را به خوبى پيموده است كه بيابد انسان در تمام شؤون , مرآت حق و مظهر كمال مطلق و آيت( هوالولى) است .
اگر صورت مرآتيه بخواهد سخن بگويد , مى گويد من آيت و مظهر صاحب صورتم , لذا انسان كاملى كه اين معارف براى او حل شده است , مى گويد من مظهر( هوالولى) هستم , يعنى كار را ديگرى مى كند و من فقط نشانه اويم و نشان مى دهم كه اين كار را او انجام داده است . اگر معرفت به اينجا رسيد , انسان نه تنها درباره سمع و بصر مى گويد( : أمن يملك السمع والابصار ) بلكه همان سخنى را مى گويد كه خداى سبحان به رسولش دستور داد كه( ان صلاتى و نسكى و محياى و مماتى لله رب العالمين ) [١٠] حيات و ممات انسان و عبادات انسان هم ملك و ملك خداست . به هر حال اين توجيه ,
[٨]سوره شورى , آيه ٩ .
[٩]سوره شورى , آيه ٢٨ .
[١٠]سوره انعام , آيه ١٦٢ .