ولايت در قرآن - جوادی آملی، عبدالله - الصفحة ٢٣١ - نامحدود بودن ولايت الهى در لسان آيات قرآنى
برهان دوم
برهانى است كه ادامه آيه ٥١ سوره كهف به آن اشاره دارد , آنجا كه مى فرمايد :
( وما كنت متخذ المضلين عضدا ) .
حد وسط برهان دوم , قدرت است . زيرا ولى كسى است كه قدرت اداره مولى عليه را داشته باشد , و اولياء دروغين , به دليل آن كه در آفرينش , عضد و كمك پروردگار نبوده , و نقشى در آن نداشته اند , هرگز ولى نمى باشند .
اين دو برهان براى تمام كسانى كه گردن به ولايت اولياء دروغين نهاده اند , تام است . يعنى هم براى كسانى كه شياطين را به عنوان اوليا اتخاذ كرده اند , و هم براى اشخاصى كه ستارگان و يا ملائكه را به عنوان ارباب متفرقه پرستيده اند , حجت بالغه حقند . لذا در آيات قبل و بعد آيه مذكور از سوره كهف مى فرمايد : انسان يا بايد با دليل بفهمد , و يا با انقطاع از ماسوى مشاهده كند كه ولايت , مختص حضرت حق است( هنالك الولاية لله الحق ) . و يا آن كه با فشارهاى دنيوى و برزخى , اين حقيقت براى او آشكار خواهد شد .
برهان سوم و چهارم
گاه انسان زمام اختيار خود را به دست بت ها مى سپارد , و گاه خود را مطلق العنان پنداشته , و فكر مى كند كه خود , توان اداره خود را