ولايت در قرآن - جوادی آملی، عبدالله - الصفحة ٢٠٤ - تفاوت ولايت با تفويض و توكيل
خداى سبحان به آنها نگاه نمى كند . بديهى است كه در هيچ موردى , معقول نيست كه چيزى يا كسى در معرض ديد خداى بصير نباشد . از اينجا معلوم مى شود كه براى خداى متعال دو نوع نظر و ديد وجود دارد . يكى ديد همگانى كه نسبت به همه چيز و همه كس يكسان است , و ديگر نگاه تشريف و لطف كه تنها بندگان خاصى را به آن نگاه مشرف مى فرمايد .
خلاصه , معناى آن دعا كه خدايا مرا به اندازه يك چشم بر هم زدن به خويش وامگذار , آن است كه مرا همواره مشمول لطف خاص خود بگردان و لحظه اى آن رحمت خاصه را از من دريغ مدار وجه اين مطلب آن است كه در كنار جمله هاى ياد شده اين چنين آمده است كه :
( . . . ولا تكلنا الى غيرك ولا تمنعنا من خيرك) .
نتيجه آنكه , تفويض و توكيل عقلا محال است . بنابراين اگر براى اولياى الهى ولايتى اثبات شود خواه تكوينى و يا تشريعى قطعا به نحو تفويض نيست . بلكه همان طور كه قبلا نيز اشاره شد , ولايت از صفات فعل خداى سبحان است و از آنجا كه صفات فعل مظاهر امكانى مى طلبد , اين بندگان خاص مظاهر ولايت آن ولى مطلقند . و نيز اگر فرشتگان بر عده اى نازل مى شوند و آنان را بشارت مى دهند و مؤمنين را در ايمانشان تثبيت مى كنند , همچنان كه آيه كريمه :
([ ان الذين قالوا ربنا الله ثم استقاموا تتنزل عليهم الملائكة ألا