ولايت در قرآن - جوادی آملی، عبدالله - الصفحة ٢٠٢ - تفاوت ولايت با تفويض و توكيل
هم توكيل اعداء خدا محال خواهد بود . بر اين مطلب مى توان دو برهان اقامه نمود : برهان اول آن است كه چون ربوبيت خدا نامحدود است , امكان ندارد كه بتوان آن را تقطيع نمود , به طورى كه در گوشه اى از جهان خواه امور تكوينى و يا تشريعى كار به ديگرى واگذار شده باشد و رب مطلق نقشى در اصل حدوث يا مرحله بقاء آن نداشته باشد . پس تفويض كار خدا در تكوين و تشريع به فرشتگان يا انبياء و اولياء مستحيل است , همان طور كه توكيل خدا درباره اعداء به اين معنى كه آنها را به حال خودشان رها كند و در كارشان اصلا دخالت نكند مستحيل است , و حد وسط اين برهان اين است كه ربوبيت نامحدود , قابل تقطيع نيست .
برهان دوم آن است كه فقر , مقوم ذات موجودات امكانى است , و چيزى كه ذاتا فقير است نه مى توان او را به حال خودش رها كرد , چرا كه در اين صورت معدوم صرف مى شود و نه مى توان كارهاى ديگرى را به او ارجاع نمود , چه اينكه او در كارهاى خود نياز به قيم دارد , چه رسد به كارهاى ديگران . پس حد وسط برهان دوم فقر ذاتى موجودات امكانى است . نتيجه آنكه براساس اين دو برهان نه تفويض كار به انبياء و اولياء و فرشتگان معقول است و نه توكيل اعداء به خود يا شياطين ممكن است .
اما معناى اين دعا( اللهم لاتكلنى الى نفسى) و مانند آن , اين است كه خدايا آن لطف خاص خود را از من سلب مكن , تا من تحت تدبير شيطان قرار نگيرم . چون خداى سبحان دو نوع رحمت و ربوبيت دارد . يك تدبير عمومى كه همان ربوبيت مطلقه است و در آياتى