ولايت در قرآن - جوادی آملی، عبدالله - الصفحة ٣١٩
در تمام مواردى كه انسان در ظهور ولايت و قدرت غيبى الهى نقش دارد , هم چنان كه دانسته شد , وساطت او به نحو قضيه اتفاقيه نيست , بلكه او واقعا رابط بين خداوند سبحان و عالم طبيعت مى باشد , لذا آن كار خارق عادت را كه از او ظاهر مى شود حقيقتا به او مى توان اسناد داد , وليكن به ديگران نمى توان مستند نمود .
به عنوان مثال در جريان حضرت عيسى عليه السلام كه احياء ابتدايى مى كرد , تنها نفخ او بود كه به اذن خدا , موجب حيات مى شد . قرآن كريم در اين مورد مى فرمايد :
( اذ تخلق من الطين كهيئة الطير باذنى فتنفخ فيها فتكون طيرا باذنى ) . [١٦]
يعنى به ياد آر زمانى را كه به اذن من از خاك , صورت پرنده ساختى و در آن دميدى , و آن صورت به اذن من زنده شد .
و يا در جريان حضرت ابراهيم عليه السلام كه احياء مجدد مى كرد , تنها خواندن او بود كه حيوان هاى مرده دوباره زنده مى شدند . خداوند سبحان در اين مورد نيز مى فرمايد :
( ثم ادعهن يأتينك سعيا ) . [١٧]
يعنى , تو آن مرغان را كه سربريده اى فراخوان . آنها به سوى تو خواهند آمد .
[١٦]سوره مائده , آيه ١١٠ .
[١٧]سوره بقره , آيه ٢٦٠ .