ولايت در قرآن - جوادی آملی، عبدالله - الصفحة ٢٤٢ - حكم الهى و حكم جاهلى
يعنى , در برابر حكم خداوند , هرگز كسى وجود ندارد تا با تعقيب خود قصد نفوذ و راهزنى آن را داشته باشد .
در سوره مباركه انعام , آيه ٥٧ , نيز درباره همين مطلب آمده است :
( ان الحكم الا لله يقص الحق ) .
حكم الهى و حكم جاهلى
بعد از تبيين سه ضلع در دو منفصله , و دانستن اين كه هيچ موجودى در ذره اى از شؤون انسان نه به استقلال و نه به اشتراك و نه به مظاهره واجد نفوذ نمى باشد , روشن مى شود كه هيچ كس غير از حق , توان پرورش انسان را نداشته و نمى تواند قانونى را كه متكى بر تكوين باشد تدوين نمايد . زيرا هر كس كه به غير از حق خواه به انديشه خود و يا به انديشه انديشمندان بشرى تكيه كند , در هر دو صورت نسبت به آنچه كه حكم مى نمايد جاهل است .
منظور از جاهل در اين عبارت جاهل در برابر عاقل است نه جاهل در برابر عالم . پس اگر كسى تحصيل كرده باشد , و از علوم تجربى و مانند آن آگاه باشد , ليكن تابع قانون الهى نباشد . جاهل است . چه اين كه مقتضاى عقل آن است كه حكم در دست كسى باشد كه دخيل در ملك و ملك است .
به همين دليل است كه قرآن كريم , حكم را به دو قسم( الهى) و( جاهلى) تقسيم نموده و مى فرمايد :
([ أفحكم الجاهلية يبغون ومن أحسن من الله حكما لقوم