ولايت در قرآن - جوادی آملی، عبدالله - الصفحة ٢٣٤ - نامحدود بودن ولايت الهى در لسان آيات قرآنى
( لا أملك لنفسى نفعا ولاضرا ) . [١٢]
يعنى نه تنها من , بلكه هيچ انسانى مالك نفع و ضرر خويشتن نمى باشد .
در آيه ١٦ سوره رعد بعد از بيان دو استدلال مذكور , به آنچه كه اساس استدلال بر آن استوار است بازگشته و مى فرمايد :
( قل هل يستوى الاعمى والبصير , أم هل تستوى الظلمات والنور , أم جعلوا لله شركاء خلقوا كخلقه فتشابة الخلق عليهم قل الله خالق كل شى ء و هوالواحد القهار ) .
يعنى , مثل مؤمن و غير مؤمن مثل اعمى و بصير , و مثل ظلمات و نور است . مگر غير از خداوند خالقى هست , و يا آن كه از غير او كارى ساخته است تا آن كه موجب اشتباه شود , و پنداشته شود كه غير او كسى قدرت پرورش و اداره آفرينش را داراست ؟ اى پيامبر به آنها بگو كه خداوند , خالق هر چيز است . اين اصل را كه خداوند خالق است , مشركين و وثنيين نيز مى پذيرفتند . آنچه كه مورد انكار آنان بود , و آنچه كه انكار آن موجب اشتباه آنها مى شد , جمله بعد است كه مى فرمايد( : وهوالواحد القهار ) .
يعنى , خداوند داراى وحدت قاهره است . اگر وحدت او وحدت قاهره است , غيرى در قبال او نيست , تا اين كه انسان اشتباها آن غير
[١٢]سوره اعراف , آيه ١٨٨ .