ولايت در قرآن - جوادی آملی، عبدالله - الصفحة ٢٠٠ - حديث قرب نوافل
دنياطلبى و هوى پرستى دچار آسيبى شوند , دنيا و زرق و برق آن را از پاى درآورده , آنرا طرد مى كنند .
( وتركوا منها ماعلموا أنه سيتركهم) [٩] و قبل از آنكه پست و مقام دنيا آنان را عزل كند , آنان پست و مقام را رها كردند . قابل توجه اينكه اين حرفها را كسى مى فرمود كه حكومت در دست او بود و بر اريكه خلافت تكيه داشت , منتها خلافت در اختيار او بود نه او در اختيار خلافت( ورأوا استكثار غيرهم منها استقلالا و دركهم لها فوتا) [٨] اولياء الهى مى بينند كه آنچه متكاثران را به خود مشغول نموده و در ديده آنان كثير و با ارزش جلوه نموده , در واقع كم و بى ارزش است چرا كه( متاع الدنيا قليل ) [١٠] و به دست آوردن اين متاع قليل در نظر اهل معنى و اولياء الهى , همراه با از دست دادن خير كثير است .
( أعداء ما سالم الناس , وسلم ما عادى الناس , بهم علم الكتاب و به علموا ) [٨] اينها با آنچه مورد مسالمت و آشتى مردم است , در ستيزند و با آنچه مورد دشمنى و خشم آنها است , از در صلح و صفا وارد شده اند . معارف قرآن به وسيله اين اولياء الهى معلوم مى شود , كمااينكه علم اولياء الهى هم از قرآن برگرفته شده( وبهم قام الكتاب وبه قاموا) احكام قرآن هم به وسيله اينها برپاست و قوام اينان نيز به بركت شناخت و عمل به قرآن است( لايرون مرجوا فوق ما يرجون و لامخوفا فوق ما يخافون) . [٩] هيچ متعلقى براى خوف و رجاء خويش , بالاتر از خدا سراغ ندارند .
[٩]نهج البلاغه فيض , حكمت ٤٢٤ .
[١٠]سوره نساء , آيه ٧٧ .