ولايت در قرآن - جوادی آملی، عبدالله - الصفحة ١٤٨ - خوف عقلى و خوف نفسى
نشانه حقيقت ايمان تو چيست ؟( فقال : يا رسول الله صلى الله عليه وآله وسلم عزفت نفسى عن الدنيا) يعنى جانم از دنيا فاصله گرفته( فأسهرت ليلى و أظمات هواجرى) من شبها را احيا مى كنم و نيمروز را هم تشنه مى گذرانم( وكأنى أ نظر الى عرش الرحمن وقد وضع للحساب) گويى آن تخت فرمانروايى كه در قيامت ظهور مى كند براى حساب گسترده شده و همه براى محاسبه احضار شده اند( وكأن ى أنظر الى أهل الجنة يتزاورون فى الجنة) گويى مى بينم كه بهشتيان در بهشت يكديگر را زيارت مى كنند( . وكأنى أسمع عواء أهل النار فى النار) و گويى زوزه سگان جهنم را هم من مى شنوم .
البته آنها كه از اين مرحله فراتر رفته اند , ديگر( كأن) نيست بلكه( ان ) است , اكنون مى شنوند و مى بينند . چه اينكه از حضرت على عليه السلام درباره مبدأ چنين رسيده است كه( ماكنت أعبد ربالم أره) [١٠] و درباره معاد چنين آمده است كه( لوكشف الغطاء ما ازددت يقينا) [١١] چون جهنم و بهشت الان موجود است , و عده اى هم اكنون در بهشت و جهنمند( . فقال رسول الله صلى الله عليه وآله وسلم : عبد نورالله قلبه) .
خطوط كلى اين راه را حضرت امير عليه السلام در خطبه همام بيان نمود كه( هم والجنة كمن قدراها . . . وهم والنار كمن قدراها) و مصاديقش در اين روايات مشخص شده , حضرت فرمود( : عبد نورالله قلبه) معلوم مى شود كه به مقام ولايت رسيدن از راه
[١٠]توحيد صدوق , باب ماجاء فى الرؤية , حديث ٦ .
[١١]صد كلمه جاحظ .