ولايت در قرآن - جوادی آملی، عبدالله - الصفحة ١٤٥ - خوف عقلى و خوف نفسى
كردن براى تحصيل رضاى خدا و خدمت به مردم . انزواى از دنيا پسنديده است , اما انعزال از خلق دنيا و چشم پوشى از خدمت به مردم براى تحصيل رضاى خداوند ناپسند و مذموم .
آنگاه پس از بيان اين مقدمات عرض كرد( حتى كأنى أنظر الى عرش ربى) در حضور رسول خدا صلى الله عليه وآله اين چنين ادعا نمود كه گويى عرش خدا را روشن مى بينم , مقام فرمانروايى خدا را كه همه دستورات از آن مقام فرمانروايى نشأت مى گيرد عرش مى گويند . چون قلب اين جوان عرش خدا بود( قلب المؤمن عرش الرحمن) گويا آنرا نظاره مى نمود .
( وقد نصب للحساب وحشر الخلائق لذلك) همان عرش در قيامت به صورت تخت فرمانروائى و محكمه عدل ظهور مى كند , گويى همه مردم براى حشر زنده شده اند , مى بينم كه([ ان الاولين والاخرين لمجموعون الى ميقات يوم معلوم ([ [٩] . [( وانا فيهم]( و گويا خودم را در بين مردمى كه محشور شده اند مى بينم .
( وكأنى أنظر الى أهل الجنة يتنعمون فى الجنة و يتعارفون و على الا رائك متكئون ) گويى من اهل بهشت را مى بينم كه به نعمت هاى بهشتى متنعمند و بر روى تختها و اريكه هاى بهشت تكيه زده و از نعمت هاى خاص خدا برخوردارند , و يكديگر را هم مى شناسند( . وكأنى أنظر الى أهل النار وهم فيها معذبون مصطرخون) گويى جهنم و اهل جهنم را نيز مى بينم , كه فرياد و ناله
[٩]سوره واقعه , آيات ٤٩ و ٥٠ .