اصول فلسفه و روش رئاليسم - العلامة الطباطبائي - الصفحة ٢٩٢ - احكام وحدت و كثرت
منقسم مىشود- و در نتيجه حمل گاهى بر وحدت مفهومى استوار مىشود- مانند انسان انسان است- و اينگونه حمل را حمل اولى مىناميم- و گاهى بر وحدت وجودى مانند درخت سبز است- و اينگونه حمل را حمل شايع مىگوئيم- .
خاصيت كثرت چنانكه در آغاز مقاله گفته شد- كثرت بدون آحاد تحقق نمىپذيرد و روشن است كه- اگر هر واحد از آحاد از آن راه كه كثرت را به وجود مىآورد- هر يك از واحدهاى ديگر را از خود دفع نكرده- و از آن جدا نشده دورى نجويد كثرت پيدا نخواهد شد- .
و از اين روى بايد گفت- يكى از خواص كثرت غيريت جز هم بودن است- .
و در نتيجه نيز هر فعليتى فعليتهاى ديگر را از خود مىراند- .
و نيز از همين جا است كه ذهن ما عدم هر چيز را- چنانكه در مقاله ٧ گفتيم- از وجود چيزهاى ديگر انتزاع مىكند- مىگوئيم انسان درخت نيست- يعنى انسان بودن درخت بودن نيست- اگر چه ممكن است ماده انسان صورت انسانى را رها كرده- و در تكاپوى طبيعى خود روزى جامه درختى بپوشد- .
مىگوئيم انوشيروان داريوش نبوده- و مىگوئيم هر پديده و هر حادثه كه به وجود آمده- از پديده و حادثه ديگرى كه به وجود آمده بوده جدا بوده- و نتيجه ديگرى كه از بيان فوق به دست مىآيد اين است كه- وحدت كثير محال است- يعنى هر كثيرى از آن روى