اصول فلسفه و روش رئاليسم - العلامة الطباطبائي - الصفحة ٢٤٩ - يادداشتهاى تفصيلى
٦٤- آخوند در صفحه ١٦٢ حاشيه شفا مىگويد- امكان ذاتى و امكان استعدادى هر دو شريكند- در اينكه به معناى لا ضرورت وجود و عدمند- و چيزى كه هست امكان ذاتى حال ماهيت من حيث هى هى- و منشا وى نفس ماهيت است به اعتبار وجود مطلق- خواه ماهيت شخصى و خواه ماهيت كلى- ولى امكان استعدادى حال موجود شخصى است- به حسب كيفيت استعدادى- كه منشا قرب و بعد به كمال وجودى است - پس امكان به اين معنى- حظى از وجود دارد نظير اعدام ملكات- بر خلاف آنچه شيخ اشراق و پيروانش گمان كردهاند- امكان ذاتى و امكان استعدادى مشترك لفظى نيست- و بنا بر اين برهان معروف- هر حادثى مسبوق به ماده و مده است- برهان شيخ يا قبل از شيخ رجوع شود ناتمام نيست- چيزى كه هست بعد از تفتيش معلوم مىشود كه- مصداق اين امكان يا موصوف به اين امكان- بايد امر وجودى باشد- زيرا مخصصات مكانى و زمانى بر او عارض مىشود- .
شايد اين بيان آخوند جزء بيانهاى جامع وى باشد- .
٦٥-از بيان آخوند در حاشيه شفا - ذيل صفحه ١٦٥ و ١٦٦ معلوم مىشود كه- براى قوه انفعاليه نيز مثل قوه فاعله- قوه و فعليتى فرض مىكند كه- فاعل بالفعل و فاعل بالقوه و قابل بالفعل و قابل بالقوه- مىگويد صبى مراهق كه قوه قريبه دارد به رجليت بالقوه رجل است- ولى منى بالقوه قوه رجليت را دارد - روى اين حساب نمىشود گفت كه- حامل همه قوهها و امكانها هيولاى اولى است- بلكه هيولاى ثانيه است هيولاى اولى- بالقوه همه قوهها و