اصول فلسفه و روش رئاليسم - العلامة الطباطبائي - الصفحة ٢٤٤ - يادداشتهاى تفصيلى
٥٢-در همه كلام فخر رازى در مباحث المشرقيه - سخنى از امكان استعدادى نيست- همچنين در كلام غزالى در تهافت صفحه ١٠٥- برهان شيخ را در اشارات ذكر مىكند- بدون آنكه متوجه دو معناى امكان ذاتى و استعدادى بشود- و از اشارات هم كه دو معناى امكان فهميده نمىشود- آيا اول كسى كه به دو معناى امكان متوجه شده خواجه است- يا صاحب محاكمات است يا كسى ديگر است- بايد ديد ابن رشد در تهافت التهافت چه كرده- اگر ابن رشد مانند فخر رازى متوجه نباشد- معلوم مىشود مبتكر شيخ اشراق است- هر چند زمان شيخ اشراق على الظاهر بر ابن رشد مقدم است- .
٥٣-عجيب اينست كه در مباحث المشرقيه - مبحث علت و معلول را به دنبال ان يفعل- و حركت و زمان را به دنبال ان ينفعل- و قوه و فعل را در ضمن مسائل عقل و معقول- كه در ضمن كيف ذكر شده ذكر مىكند- .
٥٤-به صفحه ٤١٠ الهيات شفا - راجع به تركب جسم از ماده و صورت- و فرق جسم بمعنى انه نوع و جسم بما انه ماده رجوع شود- و به حاشيه آخوند صفحات ٦٠ ٦٤- .
٥٥-براى اثبات اينكه در نظر شيخ و قدما- امكان استعدادى حقيقتى مغاير با امكان ذاتى- بوده يا نبوده رجوع شود به صفحه ٤٧٤ الهيات شفا - و به حاشيه آخوند حدود صفحه ١٦٩- .
٥٦-استعداد و قبول ذاتى ماده است نه اينكه عرضى او است- فارابى و ابن سينا در شفا - و شرح تجريد علامه ص ٦٥ و