اصول فلسفه و روش رئاليسم - العلامة الطباطبائي - الصفحة ٦٠ - اشكال
تبدل و سيلان به خود گيرد- به نحوى كه اگر امكان واحد را با حفظ وحدت- در دو لحظه زمانى بسنجيم مكان در لحظه اول- غير از مكان در لحظه دوم با حفظ وحدت باشد- .(٢٣) مراد از سيلان و جريان- و تغيير و تبدل تدريجى همين است و چنانكه گفته شد- امكان و فعليت در اينجا به هم آميخته شده- اجزاى (٢٣)از بيانات گذشته روشن مىشود- حركت پديدهاى علاوه بر مجموع پديدههاى موجود نيست- بلكه عبارت است از اينكه يكى از صفات جسم- مثلا نسبت مكانى و به اصطلاح فلاسفه اين- ثبات خود را متبدل به صفت تبدل و سيلان كند- البته نه به اين معنى كه اين و نسبت مكانى- يك صفت زائد بر وجود خود دارد و آنرا عوض مىكند- بلكه به معنى اينكه- نوعى از وجود متبدل مىشود نه نوعى ديگر از وجود- وجود ثابت متبدل مىشود به وجود سيال و چنانكه مىدانيم- وجود عين تحقق و واقعيت يك ذات است- نه حالتى براى يك ذات واقعيت يافته- و اگر كلمه صفت در باره آن به كار مىبريم بايد بدانيم كه- با ساير صفات كه فرع بر تحقق و واقعيت ذات است- فرق مىكند- .
از اينجا مىتوانيم به بهترين تعاريف حركت- دست بيابيم حركت عبارت است از نحوه وجود شىء متدرج الوجود- به عبارت ديگر حركت تدرج وجود است- اين تعريف فقط روى اصل اصاله الوجود است- و بنا بر اصالت ماهيت چنين تعريفى ممكن نيست- و حقيقت اينست كه حركت جز با اصاله الوجود- قابل تفسير و توجيه و تعريف نيست- .
در باره حركت تعريفات زيادى شده است- رجوع شود به طبيعيات الشفاء چاپ قديم تهران صفحه ٣٥- و به جلد اول اسفار چاپ قديم ص٢١٥ - بهترين و جامعترين تعريفات همين تعريف است- صدر المتالهين خود در فصل مربوط به تعريفات حركت- از اين تعريف ياد نكرده است ولى از ضمن كلماتش- در بيان ماهيت حركت اين تعريف كاملا به دست مىآيد