اصول فلسفه و روش رئاليسم - العلامة الطباطبائي - الصفحة ٤٨ - اشكال
اين نظر و لحاظ را وقتى كه نسبت به همه مكانهائى كه- فرض نموده بوديم انجام دهيم خواهيم ديد- وحدت و تغير نامبرده به همه سرايت نموده- و يك واحد روان و سيال پيدا مىشود- (١٥)و هر قطعه آنرا كه بگيريم با اينكه يك واحد بيشتر نيست- به همراه قطعه پيشين و يا قطعه پسين خود نيست- يعنى به حسب فعليت ولى امكان وى در قطعه پيشين- و امكان قطعه پسين در آن موجود است- و با تعبير سادهتر مجموع مكانهاى مفروض- يك واحد ممتدى را تشكيل مىدهند كه- امكان و فعليت در آن به هم آميخته- و وجود و عدم در آن با هم سرشته است- (١٦)زيرا هر جزء مفروض امكان جزئى را كه پس (١٥)اينكه گفتيم هر مرتبهاى از مراتب مكان متدرج الوجود- همراه مرتبه ديگر نيست- در باره مراتب هر يك از مرتبهها نيز صادق است- و باز هر يك از اين مراتب نيز- قابل تجزيه به مراتبى ديگر هستند- و در باره آنها نيز صادق است و بالاخره- قطعهاى از مكان متدرج الوجود نمىتوان پيدا كرد- كه قابل تجزيه به مراتبى نباشد- و يا مرتبه سابق فاقد مرتبه لاحق نباشد- تا بىنهايت هر چه پيش برويم اين قاعده بر قرار است- اين اندازه نفوذ عدم لاحق در وجود سابق- و اين اندازه عدم معيت اجزاء يك شىء- به ضميمه اينكه نسبت هر سابق با لاحق- نسبت امكان و فعليت است- مفهوم سيلان را به وجود مىآورد- يعنى مىتوانيم بگوئيم مكان متدرج الوجود- با اينكه يك واحد ممتد است- يك واحد روان و سيال است (١٦)اينكه امكان و فعليت به هم آميخته است- و لزوما آميخته است- يعنى دو وجود جداگانه نمىتوانند داشته باشند- هم در باره فعليتى صادق است كه حامل امكان است- و هم در مورد فعليتى كه امكان متوجه به آن است- و در اينجا منظور اصلى شق دوم است- و به همين دليل است كه ما مدعى هستيم كه- تبديل امكان به فعليت بر خلاف نظر ارسطو و ابن سينا - و پيروانشان