اصول فلسفه و روش رئاليسم - العلامة الطباطبائي - الصفحة ٣١ - مقاله دهم قوه و فعل امكان و فعليت(١)
هم عرض وى هستند كه در ماده امكان وجود دارند- اگرچه بالاخره از ميان همه آن فعليتهاى امكاندار- تنها يكى موجود شده- و ديگران در آغوش نيستى خواهند ماند- .
مثلا ماده سيب كه در تخم سيب است مىتواند سيب شود- و مىتواند به واسطه سوختن خاكستر شود- و مىتواند به واسطه تغذيه جزء غذا شود- و مىتواند هزار چيز ديگر شود- اگر چه به حسب وقوع خارجى- تنها يكى از اين فعليتها جامه تحقق خواهد پوشيد- .
و از همين جا روشن مىشود كه طرف نسبت ماده- همان يگانه فعليتى كه به وجود آمده- و منشا آثار خارجيه خواهد بود نيست زيرا- اين فرض موجب بطلان نظريه اول مىباشد- و همچنين امكانهاى مفروض ديگر دروغ و پندارى نيستند- زيرا اين فرض موجب كذب نظريه دوم مىباشد- بلكه همه اين فعليتها كه طرف نسبت هستند- يك نحوه فعليت وجودى در ماده دارند- (١٢)ولى نه فعليتى كه موجب (١٢)خلاصه حل اشكال اينست كه- نسبت ميان گذشته و آينده- از قبيل نسبت ميان موجود و معدوم نيست- بلكه از قبيل نسبت ميان موجود و موجود است- يعنى اصل كلى رابطه ميان موجود و معدوم محال است- مورد قبول است ولى مسئله مورد نظر از اين قبيل نيست- زيرا آينده در گذشته و لاحق در سابق- و فعليت در قوه موجود است- .
اينكه مىگوئيم آينده در گذشته و با گذشته موجود است- به دو نحو ممكن است تقرير شود- كه يكى مورد قبول نيست و ديگرى مورد قبول است- اول اينكه بگوئيم آينده الان و بالفعل موجود است- گذشته و حاضر و آينده همه با هم و در هم موجودند- چيزى كه هست پرده زمان حجابى است ميان گذشته و آينده- وقتى كه به آينده مىرسيم- در واقع مانع زمان از ميان ما و آينده برداشته شده است- .