اصول فلسفه و روش رئاليسم - العلامة الطباطبائي - الصفحة ٣٠٢ - اقسام ماهيت
از خود جنسى نداشته باشد- از اين روى بايد گفت در تركيب مهيات- اجناسى داريم كه اجناس عالى مىباشد- و در اصطلاح فلسفه اين اجناس را مقولات مىنامند- .
٤-هر مقوله جنس عالى- به واسطه انضام فصولى نوعيت پيدا مىكند- و همچنين هر نوع به واسطه انضمام فصول- نوعيتهاى كوچكترى تشكيل مىدهد- و همچنين تا به نوع اخير برسد- و در اين حال ماهيت ديگر تمام شده- و تنها نيازى كه دارد به وجود است- .
٥-ماهيت تام نوع اخير چون ديگر نيازمندى ماهوى ندارد- هر ضميمه كه پيدا كند ديگر به خودش ارتباط نداشته- و اتفاقى بوده و شخصيت آن از علل خارجه خواهد بود- مثلا فردى از انسان كه موجود است- نياز ماهوى تنها به ماهيت انسانى دارد- و اينكه در فلان زمان يا فلان مكان- پسر فلان مرد و فلان زن با رنگ ويژه- با شكل و حجم و اندام ويژه و...موجود است- به ماهيت انسان مرتبط نبوده- و مستند به علل خارجى مىباشد- .
تنها احكامى را به ماهيت اين فرد- انسانيت مثلا نسبت مىتوان داد كه- همه افراد انسانى بالفعل يا بالامكان داشته باشند- مانند اينكه انسان مكانى مىخواهد زمانى مىخواهد- شكلى و اندامى مىخواهد و همچنين...- .
٦-جنس بى فصل نمىشود و فصل بى جنس نمىشود- .
ماهيت پيوسته كلى است كلى تقسيماتى دارد- از بيشتر از يك جنس عالى و همچنين دو جنس همرتبه- و همچنين دو فصل هم