اصول فلسفه و روش رئاليسم - العلامة الطباطبائي - الصفحة ٢٨ - مقاله دهم قوه و فعل امكان و فعليت(١)
چيزى را به چيزى بسته و مربوط مىسازد- دو طرف مىخواهد كه يكى را به ديگرى ببندد- اگر ارتباط در خارج است- دو طرف خود را در خارج مىخواهد و اگر در ذهن است در ذهن- و اگر به حسب فرض است در فرض- و از اين روى بايد قضاوت كرد كه- نسبت ميان موجود و معدوم محال است- .(١٠) از اينرو مىگوئيم- ماده جسمانى امكان صور غير متناهى را دارد- ولى نسبت ماده در هر حالى با هر يك از صور غير متناهى- كه حامل امكان آنها هست يكسان نيست- نسبت به بعضى اين امكان را دارد كه- قريبا آنها را بپذيرد- يعنى آمادگى كامل نسبت به آنها دارد- و نسبت به بعضى اين امكان را دارد كه- پس از پذيرفتن صورتهاى ديگر- آمادگى كامل پذيرش آنها را داشته باشد- اگر نسبت استعدادات و امكانات را- با بعضى از فعليتها بسنجيم مىبينيم كه- بعضى از آنها به آن فعليت نزديكند و بعضى دور- مثلا اگر استعداد نطفه را- نسبت به فعليت انسانيت بسنجيم مىبينيم- اين استعداد به فعليت انسانيت نزديكتر است- ولى اگر نسبت سيب را با آن بسنجيم- مىبينيم دور است يعنى ممكن است سيب انسان بشود- اما با اين ترتيب كه مراحلى از فعليتها را طى كند- تا اينكه جزء بدن انسان شود و تبديل به نطفه گردد- و نطفه انسان شود- پس استعداد سيب براى انسان شدن استعدادى است- كه با فعليت انسانيت فاصله زيادى دارد- .
همين اتصاف امكانات و استعدادات به دورى و نزديكى- و بالتبع اتصاف ماده حامل آنها- خود گواه ديگرى است بر اينكه اين امكانات- جنبه واقعى و حقيقى دارند- زيرا دورى و نزديكى از امور واقعى و خارجى مىباشند- و ناچار موصوف آنها يعنى امكانات و استعدادات نيز- واقعى و خارجى خواهند بود (١٠)در اينكه نسبت ميان موجود و معدوم محال است- نمىتوان ترديد