اصول فلسفه و روش رئاليسم - العلامة الطباطبائي - الصفحة ٢٧٣ - حدوث و قدم
كه در دو زمان هم بودهاند مىشود- و مىتوان گفت كه شامل دو نفر همزمان هم مىشود- ولى به اعتبار ابتداى زمان هر دو- نه به اعتبار مجموع زمان هر دو تامل شود- .
٨-حدوث و قدم عرفى دو مفهوم نسبى است- به خلاف حدوث و قدمهاى فلسفى- .
٩-ممكن است گفته شود- حتى بنا بر داخل كردن مفهوم سبق در مفهوم حدوث زمانى- مانعى نيست كه زمان حادث زمانى باشد- زيرا يكوقت است كه مىگوئيم- الحدوث هو مسبوقيه وجود الشىء بالعدم الزمانى- كه زمان را ظرف عدم مىگيريم- و يكوقت هست كه زمان را ظرف عدم نگيريم و بگوئيم- الحدوث الزمانى هو- كون الشىء بعد ان لم يكن بعديه زمانيه- يعنى بودن شىء در زمان بعد از آنكه نبوده- به طور سلب مطلق نه اينكه زمانى بوده كه نبوده- ولى اين فرض غلط است زيرا همين قدر كه ما- مفهوم بعديت و تاخر و مسبوقيت را داخل كنيم- هر چند براى وجود مستلزم قبليتى است از نوع همين بعديت- وقتى كه مىگوئيم اين وجود از نبود پيدا شد- پس نبود قبل از بود است پس زمانى لازم است- .
١٠- مرحوم آخوند قديم زمانى را اينطور تعريف مىكند- الذى لا اول لزمان وجوده - و لذا مىگويد ما قديم زمانى نداريم- و زمان و مجردات نه قديم زمانىاند و نه حادث زمانى- و بر شيخ اشراق كه گفته- هر موجودى يا حادث زمانى است يا قديم زمانى- ايراد مىگيرد ولى حاجى در حاشيه احتمال مىدهد كه- شيخ اشراق تعريف قديم زمانى را اينطور مىدانسته- الذى لا اول زمانيا لوجوده-