اصول فلسفه و روش رئاليسم - العلامة الطباطبائي - الصفحة ٢٧٢ - حدوث و قدم
است از اينكه- وجود شىء ابتدا و آغاز داشته باشد- و قدم عبارت است از آغاز نداشتن- پس از راه خلف نمىتوان حادث نبودن زمان را اثبات كرد- و اين بيان درست نيست- مگر آنكه از راه ديگرى غير از راه خلف- اول نداشتن زمان را اثبات كنيم- .
٣-در مقدمه رسائل الكندى مىنويسد كه- وى قائل به تناهى زمان بود- .
٤-مثل اينكه در كتب ارسطو و متقدمين- بحث صرفا از تقدم و تاخر بوده نه از حدوث و قدم- و بعد فلاسفه اسلامى به مناسبت نبرد با متكلمين- عنوان حدوث و قدم را داخل كردند در باب تقدم و تاخر- هر چند آخوند در اول باب حدوث و قدم- از ارسطو نقل مىكند كه- هر كس بگويد زمان حادث است فقد قال بقدم الزمان- .
٥-بنا بر تعريف متكلمين كه در بند ٢ گذشت- بحث حدوث و قدم از بحث تقدم و تاخر جدا است- .
٦-رجوع شود به دو فيلسوف فصل تواقت- راجع به نسبى بودن زمان- .
٧-تعريف قدم و حدوث عرفى- آن طورى كه آقاى طباطبائى نوشتهاند- با آنچه مرحوم آخوند در اسفار گفته فرق مىكند- بنا بر تعريف آقاى طباطبائى - همزمانى قديم و حادث شرط هست- چيزى كه هست قديم زمان بيشترى را اشغال كرده- و حادث زمان كمترى را- مثل دو نفر همزمان كه يكى پير است و ديگرى جوان- ولى بنا بر تعريف آخوند اينست كه- ما مضى من زمان احدهما اكثر مما مضى من زمان الاخر - و اين تعريف شامل دو نفر