اصول فلسفه و روش رئاليسم - العلامة الطباطبائي - الصفحة ٢٦٨ - چكيده مسائل اين مقاله
نيز دارد- و فعليت نامبرده نسبت به همين امكان- تاخر زمانى و حدوث زمانى دارد- .
و همين حقيقت در خود پيكره زمان- كه يك واحد است موجود مىباشد- زيرا فعليت زمان آميخته و آغشته با امكان- و مسبوق به امكان مىباشد- پس مجموع وجود زمانى نيز داراى حدوث زمانى است- و حوادث زمانى نيز يكجا تابع وجود زمان هستند- چنانكه اجزاء حوادث تابع اجزاء زمان بودند- .
البته روشن است كه اين سخن با آنچه در مقاله ١٠ گفتيم كه- زمان ساخته خود جهان طبيعت است تنافى ندارد- بلكه چنانكه هر قطعه از قطعات جسم- حجمى تعين ابعاد جسمانى دارد- و مجموع جسم نيز بى حجم نيست- هر جزء از اجزاء زمان كه فعليتى است مسبوق به امكان است- و گرد آمده همان فعليتها كه يك واحد تشكيل مىدهد- چون فعليت است مسبوق به امكان مىباشد- .
[چكيده مسائل اين مقاله]
مسائلى كه در اين مقاله بيان شده- ١-صفاتى خارجى به نام تقدم و تاخر و معيت داريم- .
٢-هر تقدم و تاخرى مشتمل بر ملاكى است- .
٣-هر تقدم و تاخرى از جنس خود معيت ندارند- .
٤-هر متاخرى در مرتبه متقدم خود معدوم است- .
٥-حدوث و قدم يك نوع تقدم و تاخر مىباشد- .
٦-حدوث و قدم مانند تقدم و تاخر اقسامى دارد كه- از آن جمله حدوث و قدم على و حدوث و قدم زمانى است- .
٧-جهان طبيعت حادث على است- .