اصول فلسفه و روش رئاليسم - العلامة الطباطبائي - الصفحة ٢٦٦ - توسعه مفهوم حدوث و قدم
تهى مقدم بر جزء پر و اشغال شده اوست- مانند هفتاد سال مفروض كه- سى و پنج سال دومش با عمر انسان جوان اشغال شده- و نيمه اولش خالى است و از اين تحليل نتيجه مىگيريم كه- حدوث مسبوق بودن وجود چيزى به عدم زمانى- و قدم عدم مسبوقيت به عدم زمانى مىباشد- .
و چون چنانكه در مقاله ٧ بيان كرديم- ما عدم هر چيزى را از وجود چيزهاى ديگر انتزاع مىكنيم- مىتوان نتيجه نامبرده را چنين تعبير كرد- حدوث مسبوقيت زمانى اوست به چيز ديگر- و قدم عدم مسبوقيت زمانى اوست به چيز ديگر
توسعه مفهوم حدوث و قدم
البته پس از آنكه مفهوم حدوث و قدم- به همان مسبوقيت و عدم مسبوقيت برگشت- و سبق و لحوق تقدم و تاخر پيشى و پسى- چنانكه بيان شد اقسامى دارد- حدوث و قدم نيز طبق انقسامات تقدم و تاخر- انقسامات پذيرفته و اقسام پيدا خواهند كرد- كه مهمترين آنها از نظر بحث فلسفى- حدوث على و حدوث زمانى مىباشد- .
در سلسله حوادث مادى- هر حادثهاى كه معلول علت تامه خود مىباشد- نسبت به علت تامه خود حدوث على داشته- و علت نامبرده نسبت به آن قديم على نه زمانى است- .
و همچنين هر حادثه حادث زمانى بوده- و حادث پيش از آن نسبت به آن قديم زمانى است