اصول فلسفه و روش رئاليسم - العلامة الطباطبائي - الصفحة ٢٥٣ - يادداشتهاى تفصيلى
به پارچه تبديل كرده- و بعد پيراهن بسازيم از مورد بحث خارج است- زيرا كه مراد ما اينست كه- چوب بلا واسطه صلاحيت پيراهن شدن ندارد- و در موردى كه مىگوئيم از تخم سيب مثلا- انار به دست نمىآيد مراد اينست كه- بلا واسطه امكان ندارد- ولى بعد از طى مراحلى امكان آن مورد انكار نيست- .
٤-آيا اين قوه امكان امرى است وجودى يا نه- اگر نيست چگونه منشا امرى وجودى مىگردد- و اگر وجودى است آيا غير از صورت فعليه ماده مستعد است- يا همان است و به عبارت ديگر- آيا صورت نوعيه تخم سيب و استعداد سيب شدن- دو واقعيت خارجيه است يا يك واقعيت- اگر يك واقعيت باشد- چطور مىشود كه هم قوه باشد هم فعليت- اين حرفى است كه در مقام رد شيخ اشراق گفته شده- و ما قبل از اينكه به اين سخن بپردازيم- لازم است كه از سنخيت بين قوه و فعل- و فاعل و فعل گفتگو كنيم- .
٥-حكما براى موجودات عالم ماده دو رشته علل قائلند- يكى رشته علل عرضى كه در سطح عالم ماده واقع است- و ديگر رشته علل طولى كه بايد گفت- در عمق عالم ماده واقع است- و واجب الوجود در رشته علل طولى است- مراد از علل عرضى معدات- و از علل طولى علل فاعليه و مفيضه صور است- در اصطلاح حكما هر وقت علت و معلول گفته مىشود- نظر به رشته علل طولى دارند- و از رشته علل عرضى به قوه و فعل تعبير مىكنند- بر عكس ماديين كه از علت و معلول- غير از رشته عرضى را كه ما قوه و فعل مىناميم نظر ندارند- .