اصول فلسفه و روش رئاليسم - العلامة الطباطبائي - الصفحة ٢٤١ - يادداشتهاى تفصيلى
د انتزاع مفاهيم كثيره از واحد بما هو واحد اشكالى ندارد- مگر در موردى كه مفاهيم متضاده باشند- يعنى واحد بما هو واحد ممكن نيست- كه منشا انتزاع دو ماهيت متضاده واقع شود- و نمىشود از شىء واحد- هم ابيضيت انتزاع شود و هم اسوديت- هم مناط وجود باشد و هم مناط عدم- هم منشا انتزاع ظل باشد و هم حرور- مثلا زيد از حيثيت واحده- هم مصداق ابو عمرو باشد و هم مصداق ابن خالد- بعد از تفصيل مىگوئيم كه بلا شبهه بر شىء واحد- هميشه دو عنوان يكى بالقوه و يكى بالفعل صادق است- مثل نطفه كه بالفعل نطفه و بالقوه انسان- و بين نطفيت و انسانيت و هم بين قوه و فعليت تضاد است- و شىء واحد نمىشود مصداق دو مفهوم متضاد واقع شود- .
در اينجا اشكال واضحى هست و آن اينكه- قوه و فعليت متقابلند به اين معنى كه- شىء واحد محال است كه در عين اينكه مناط قوه شىء است- مناط فعليت همان شىء باشد- مگر با فرض تكرر قوه و فعليت مثل اينكه- صورت انسانيت حاضره به اعتبار فرد آخرى- كه بعد از هزار واسطه مثلا پيدا مىشود- قوه او خواهد بود على القول بانكار الهيولا- و هم محال است كه- شىء واحد مناط فعليت دو ماهيت متضاده واقع شود- و بلكه محال است كه شىء واحد- قوه قريبه و استعداد متخصصه- و مترجحه احد المتضادين او المتخالفين واقع شود- اما در صورت اول به ملاك تمانع قوه و فعليت- و در صورت دوم به مناط تضاد و تخالف دو ماهيت فعليه- ولى چه مانعى دارد كه حيثيت واحده و جهت واحده- مناط فعليت احد المتضادين و قوه ضد آخر باشد- يعنى ضدى ضد ديگر را در بر داشته باشد- و ضدى زاينده ضد