اصول فلسفه و روش رئاليسم - العلامة الطباطبائي - الصفحة ٢٣٦ - يادداشتهاى تفصيلى
رابطهاى بين نطفه و انسانيت- و هم بين انسانيت و موجوديت موجود است- و ما خبر از سلب نمىدهيم- خواه مفاد آن امكان را سلب تحصيلى- و يا موجبه سالبه المحمول بدانيم- يعنى واقعا رابطهاى بين نطفه و انسانيت- و همچنين بين انسانيت و موجوديت هست- نه اينكه سلب مىكنيم انسان شدن را در آينده از نطفه- و امتناع موجود شدن را از انسان در آينده- اگر ما نظريه دوم از سه نظريه گذشته را- در باب امكان استعدادى بپذيريم بايد قبول كنيم كه- امكان استعدادى همان امكان ذاتى است- و در هر جا كه صور متضاده پيدا مىشود امتناع حاصل مىشود- و هر جا كه صور متضاده از بين مىرود رفع امتناع مىشود- زيرا هيولا در ذات خود نسبتش با همه صور- على السويه است و اينكه ما قبلا گفتيم- مرجع نظريه دوم نيز سنخيت است درست نيست- زيرا فرق است بين عدم تضاد و سنخيت [١]- .به هر حال قول به اينكه- امكان استعدادى مرجعش به امكان ذاتى است- مبتنى به نظريه دوم است و شايد صدرا در بيشتر نظرياتش- متمايل به همين نظريه باشد- يعنى از طرفى امكان استعدادى را از سنخ امكان ذاتى- و از طرف ديگر مرجع استعدادات را رفع موانع مىداند- ولى بنا بر نظريه اول و نظريه ثالث- مرجع امكان استعدادى به امكان ذاتى نيست- و البته نظريه ثالث با قول به وجود
[١] به عبارت ديگر آنءه مسلم است اينست كه الا انسان مناسبتى بين تخم سيب و درخت سيب هست كه اين مناسبت بين هسته خرما و درخت خرما نيست و اين مناسبت و امكان در اين زمان كه قبل از زمان فعليت يافتن درخت سيب و درخت خرما است موجود است و اگر اين مناسبت و امكان همان امكان ذاتى باشد...[اين پاورقى در دستنويسهاى استاد شهيد به همين صورت ناقص است].