اصول فلسفه و روش رئاليسم - العلامة الطباطبائي - الصفحة ٢١٨ - يادداشتهاى تفصيلى
منعقد شده- مىگويد چون آينده در هر زمان غير متناهى است- پس بايد در هر زمانى- امكانات عينى غير متناهيه موجود باشد- و بعد در جواب خصم كه- اين امكانات غير متناهيه مترتبه نيست- با سه برهان ثابت مىكند كه- حتى با عدم ترتب هم اشكال باقى است- و حاصل برهان اول اينست كه- امكان در ذات خود يكى است- و كثرت يا از ناحيه ماده است مستعد- يا از ناحيه مستعد له است- اما ماده در ذات خود نسبتش با همه يكى است- و ناچار بايد گفت كه اين كثرت از ناحيه مستعد له موجود شده- و حال آنكه مستعد له معدوم است- و معدوم ملاك تميز واقع نمىشود- حاجى در حاشيه متنبه مىشود كه- عين اين اشكال در امكان استعدادى هم هست- در مقام جواب مىگويد كه- اولا مصنف منكر وجودى بودن امكان استعدادى است- و بعد دو قسمت از كلام آخوند را شاهد مىآورد- ص ٩٧ و ٢٠٣ و بعد مىگويد- بر فرض وجودى بودن هم كما هو الحق- لكونه نفس الاستعداد الذى فى المستعد- و لكن مضافا الى المستعد له- و من حيث ان المستعد وجود ضعيف من المستعد له- و ان الهيولى موجوده- و ليست سوى استعداد متجوهر- و كما يظهر من بعض عباراته انه كيف او اضافه...- اشكال مندفع است- زيرا امكانات استعداديه شيئا فشيئا حادث مىشود- به خلاف امكانات ذاتيه بر فرض عينيت- و بعد مىگويد ممكن است- علت اختلاف امكانات استعداديه را- هيوليات ثانيه بگيريم- .
جواب حاجى به هيچ وجه صحيح نيست- زيرا اولا اين اشكال باقى است كه- اگر امكان استعدادى كيف يا اضافه باشد- بايد مسبوق به امكان ديگرى باشد- همان طورى كه آخوند بعدا در رد قائلين-