اصول فلسفه و روش رئاليسم - العلامة الطباطبائي - الصفحة ٢١٧ - يادداشتهاى تفصيلى
٤٤-براى مطالب مربوط به امكان استعدادى- رجوع شود به جلد اول اسفار صفحات ٣٥ و ٤٣- و ٥٦ و ٩٧ و ١١٨ و ١٦٧ و ١٧٢ و ٢٠٣ و ٢٢١- و جلد دوم صفحه ٣٣- .
٤٥-از صفحه ٣٥ جلد اول اسفار استفاده مىشود كه- امكان استعدادى يك نوع كيفيت است- كه قابل شدت و ضعف است- و با امكان ذاتى و ساير مواد ثلاث فرق مىكند- كه امور اعتبارى عقلى هستند و او امرى است كه- حادث مىشود به حدوث بعض اسباب و شرائط- و دوام پيدا مىكند و بعد با حدوث خود شىء منقطع مىشود- كزوال النقص بعد حصول التام- و رفع الابهام عند تعيين الامر على ما فى فلسفتنا- من ان نسبه الماده باستعدادها الى الشىء الحادث- نسبه النقص الى التمام- در اينجا هر چند تعبير به كيفيت شده- و به ظاهر مىنماياند كه آخوند - امكان استعدادى را از معقولات اوليه- و جزء نمودها و پديدهها مىداند- ولى قرائن بعدى كاملا نشان مىدهد كه- آخوند امكان استعدادى را از سنخ وجود مىداند- و شدت و ضعفش را نيز- از قبيل شدت و ضعف وجود مىداند- نه از قبيل اشتداد و تضعيف مقوله كيف- يعنى نمىخواهد بگويد كه حركت در مقوله- و در نوع كيف استعدادى واقع مىشود- كيف گفتن به امكان استعدادى از قبيل مسامحاتى است- كه احيانا در باره وحدت و كثرت و علم نيز گفته مىشود- در اينجا حاجى حاشيه ندارد- .
در صفحه ٤٣ آخوند - موجود بودن امكان استعدادى را مسلم مىگيرد- و وعده مىدهد كه بعدها از نحوه وجود او بحث خواهد كرد- و لكن به مناسبت اينكه اين فصل- براى ابطال عينيت مواد ثلاث