اصول فلسفه و روش رئاليسم - العلامة الطباطبائي - الصفحة ٢٠١ - يادداشتهاى تفصيلى
برخى قائل به انضمامند- و هم طبق نظريه آنها است كه حال و محل تعبير مىشود- و اينها تبعه راى و نظريه ابن سينا هستند- كه اتحاد دو موجود متحصل را- و لو اينكه احدهما تحصلش تحصل قوه باشد محال مىداند- و برخى ديگر صورت نوعيه را همان كمال يافتن ماده- و يك نوع اشتداد وجودى مىدانند- و البته به عقيده اينها اشتداد در وجود- فقط از راه آثار شناخته مىشود- و چون وجود قابل شدت و ضعف است- قابل اشتداد و تضعيف نيز هست- .
ماديين و حسى مسلكان نيز- قائل به تكامل در ماده هستند- ولى آنها تكامل را صرفا در ناحيه اثر و تنوع آثار مىدانند- و آنرا هم مستند مىكنند به تنوع- و تشكيلات پيچ در پيچ تركيبات مادى- يعنى ماده تركيبات گوناگونترى پيدا كرده- كه آثار گوناگونتر و عجيبتر از آن سر مىزند- ولى فلاسفه ماوراء الطبيعى يك نظر عميقترى دارند- و يك نوع تكامل ديگر ابتداء قائلند- كه آن اشتداد وجودى جسم- و فعليت فوق فعليت آمدن است- كه آن منشا تركيبات مختلف و آثار مختلف است و به هر حال اگر صورت نوعيه را- كمال ماده و اشتداد يافته ماده بدانيم- تعبير به حلول صورت در ماده تعبير نارسائى است- همچنانكه تشبيه اين حلول به حلول الماء فى الورد- نارساتر بلكه غلط است- و مثل اينكه اين تعبير از ناحيه كسانى پيدا شده- مثل ابن سينا كه تركيب اتحادى را به اور نداشتهاند- پس آنچه در مقام فرق- بين عرض و صورت جوهرى گفته مىشود كه- الصوره هو الحال فى المحل الغير المستغنى صحيح نيست- آرى در مورد عرض و